الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
228
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
شده ، يعنى سوزاندنش و ذوبش كرد . سَقَرُ - اسم علم است براى جهنّم و دوزخ در آيات « 1 » : ( ما سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ - 42 / مدثّر ) و ( ذُوقُوا مَسَّ سَقَرَ - 48 / قمر ) ( برخورد و تماس با جهنّم را بچشيد . كه قبل از اين آيه فرعونيان و مجرمين و گناهكاران جامعه را معرّفى مىكند كه به چنين سرنوشتى دچار خواهند شد ، مىگويد : إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِي ضَلالٍ وَ سُعُرٍ - 47 / قمر ) از آنجايى كه دوزخ و سقر در اصل اقتضاء سوزاندن دارد ، خبر مىدهد كه : ( وَ ما أَدْراكَ ما سَقَرُ لا تُبْقِي وَ لا تَذَرُ لَوَّاحَةٌ لِلْبَشَرِ - 27 / مدّثر ) ( چه دانى كه - سقر - چيست ، چيزى است كه نه باقى مىگذارد و نه رها مىكند ، پوستها و بشرهها را مىسوزاند ) و اين صفت براى دوزخ غير از آن چيزى است كه ما از حالات - سقر - يعنى سوختن در دنيا مىشناسيم . سقط : السُّقُوط : افتادن و افكنده شدن چيزى يا از مكان بلند به مكان پائين مثل افتادن انسان از بام . خداى تعالى گويد : ( أَلا فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُوا - 49 / توبه ) ( بدانيد كه در فتنه و گناه افتادند ) و - سقوط منتصب القامة : خميدگى و دو تا شدن كسى كه پير شده است و قامتى افراشته داشته است . خداى تعالى گويد : ( وَ إِنْ يَرَوْا كِسْفاً مِنَ السَّماءِ ساقِطاً « 2 » - 44 / طور ) و ( فَأَسْقِطْ عَلَيْنا كِسَفاً مِنَ السَّماءِ - 187 / شعراء ) .
--> ( 1 ) سقر : و هو اسم عجمى علم لنار الآخرة : سقر اسمى است غير عربى كه به صورت اسمى معيّن و علم براى آتش آخرت به كار رفته است . ( النّهاية ابن اثير ج 2 ص 377 ) . ( 2 ) اشاره به آغاز و آستانهء قيامت است مىگويد : ( اگر پارهاى از آسمان را در حال سقوط ببينند مىگويند : ابرى است متراكم ، بگذارشان تا هنگامى كه از ترس حادثه آن روز مدهوش شوند و ببينند روزى كه حيله و مكرشان ديگر به حالشان سودى ندارد و نه يار و ياورى خواهند داشت .